
اما اگر بروی چاره ای نیست می پذیرم
اما
اماان قدر برایم از عشق باقی بگذار
که در دستهایم جا بگیرد
اگر تو بروی
اگر تو بروی
که می دانم خواهی رفت
تا ان زمان که باز گردی
دنیا رو بگوید بایستد
از دوران اگر که برگردی
عشق چه می تواند باشد؟
اگر تو را عاشق نبوده باشم
حالا که شور رفتن داری
بگذار بگویم که اگر بروی
تا سلامی دگر
زندگی را بدرود خواهم گفت
نرمک نرمک اگر تو بروی
اما اگر بمانی اگر بمانی
برایت شبی می افرینم که نبوده است
و نخواهد امد
مجمع الجزایر لبخندت را خواهم گشت
و تو بر توی احساساست را
سفر خواهم کرد
چیزهای خواهم گفت که با چشم هایت
که این همه دوستشان دارم
هرگز نشنیده باشد
اما اگر بروی تنها گریه خواهم کرد
اگر بروی که می دانم باید بروی
دگر چیزی در دنیا که اعتمادم را سزاوار باشد
نخواهم یافت جز تنهای اتاق
و بهت نگاهی که رخسارهات را پوشانده
اه اگر می دانستم این مرا برای تو
نگاه می دارد
اه اگر می دانستم این مرا برای تو
خواستنی خواهد کرد
اه اگر تو بروی
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت ٩:٠٧ ب.ظ توسط : tanha tarin ...................