پرنسس
پنجشنبه ٢٤ اسفند ،۱۳۸٥
اشک مهتاب

خنجرباد

اشک مهتاب

سیل وحشت شب تردید

دست بی رحمی شب گرد

امدو خورشید رو دزدید

سرده اینجا واسه بودن

یخ زده خاطره هامون

بهار از یاد ما رفته تو سرمای زمستون

حتی یه سنگ صبور واسه درد و دل نداریم

اشنای نیست

تا گاهی سر روی شونش بزاریم

هیچ کس از ما نمی پرسه چرا غمگین صدامون

چرا غصه خونه کرده توی تصویر نگامون

من کی هستم تو کی هستی

من و تو چقدر غریبیم

من و تو چقدر غریبیم




لینک نوشته | نوشته شده در ساعت ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ توسط : tanha tarin ...................

RSS

پشتیبانی : Persian Blog